قصه ی ما آدما
درباره وبلاگ

سارا صادقی
رشته تحصیلیم کم و بیش تلفیقی از هنرو علمه!ریاضیو خیلی دوس دارم!خوشحالم که ی وب کوچولو دارم واسه دل نوشته هام!:)

صفحات وبلاگ

RSS Feed
موضوعات
 
نويسندگان
سارا صادقی

آرشيو وبلاگ

آرشیو كل مطالب

 
۱۳٩٢/۱٠/۱۸ :: ٩:۱۳ ‎ب.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

سلام به همه ی دوستان به کامران عزیز که همیشه به یادش هستم چون واقعا دلم شاد میشه به وبلاگش سر میزنم سلام به حمیده ی عزیز که مدام بهم سر میزنه و امید داره که سر میزنه(چون خیلی وقته آپ نکردم)سلام به نگین عزیز سلام به زهرای عزیز و همه ی دوستایی که همیشه بهم سر میزنن!دوتا دلیله بی دلیل دارم که نبودم!اولیش غرق شدن توی روز مره گی هام بود که از زیبا ترین کارای روزانه ام دور بودم که واقعا وبلاگ داشتن خیلی خوبه و همین که میایو با ی سری دوست مجازی در ارتباطی و ازشون چیزی یاد میگیری!واما دومین دلیل این بود که چیزی برای گفتن نداشتم چون فکرم مشغوله!الانم توی امتحانات هستم قول میدم اول ماه دیگه بیامو وبلاگمو اونطوری که باید سروسامونش بدم!تمام قشنگیای دنیارو واستون میخام !

باز ی بغضی گلومو گرفته باز همون حسه درده جدایی من امروز کجامو تو امروز کجایی حاله تو بدتر از حاله من نیست، پشته این گریه خالی شدن نیست !همه درد دنیا ی شب درده من نیست!تو از قبله ی من گرفتی خدا رو !کجایی ببینی ی شب حاله مارو !فقط حاله من نیست که غرق عذابه ببین حاله مردم مثه من خرابه !!!!!!!!!کجایییی!



موضوع مطلب :
۱۳٩٢/٧/٢۱ :: ٧:٢۸ ‎ب.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

قصه ی زندگی ما آدما حکایت غریبی داره از کنار هم عبور میکنیم روزها و ثانیه ها میگذرنو قطار عمرت روبه آخرش نزدیک میشه و نزدیک میشه توی مسیر ایستگاههای رو داریم که کمی توقف داره ولی بازم باید سوار بشیم باید بریم تا آخرش تا ته اون چیزی که هست!بعضی وقتا آدمایی رو میبینی که اذیتت میکنن بعضیا دلتو میشکنن بعضیا بهت محبت میکنن بعضیا فقط ی سلام بهت میدنو میرن ولی گاهی آدمایی توی زندگی ما میان که جاشون روبه روی ما نیست جاشون تو قلبمونه!آدمایی که بهت درس زندگی میدنو ی تلنگر بهت میزنن که هیییی یارو باتو ام بیدار شو که قطعا این دیدار به خواست خودت نبوده یکی اون بالا هواتو داشته که بگه ببین هنوز حواسم بهت هست!هروقت به پایان ی موضوع میرسیم خدا واست ی نقطه سرخطی جور میکنه که بهت زندگی دوباره میده!سالهای نه چندان دور با ی انسانی آشنا شدم که بهم یاد داد زندگی خیلی ساده تر از اونیه که فکرشو میکنی توی همین صفحات سفید سیاه شده که فقط از الف تا ی رو میبینی بهم یاد داد همینا باهات حرف میزنن ولی ی ریخت دیگه باید بهش نگاه کرد اینارو میخونی که زندگی کنی نه زندگی کنی که اینارو خونده باشی!بهم یاد داد خط فقط ی سری نقطه پشت سر هم نیستن گاهی آدم نقطه های پرتاپ زندگیشو گم میکنه که خطش که همون هدفشه رو گم کرده!بعد 4یا5 سال دیگه یاد نگرفتم از اون انسان خوب ولی حالا دوباره ی انسان خاصو توی ایستگاه مهم زندگیم پیدا کردم که بیماریه سختی داره ولی بهش امید میدم چون بهم یاد داده امید داشته باشم امروز اونی که بالای سرمه حواسش به من بودو  بهم کلی درس زندگی داد امروز بلند داد کشیدم و گریه کردن همه فهمیدن ولی استادم بهم یاد داد که زندگی چیه واسه ی  زندگی نباید جنگید آروم باش!ً واسش دعا میکنم که خوب بشه زودتر !استاد الان بهت احتیاج دارم !با تموم وجود از استاد عزیزم استاد احمد دادور ممنونم 

ی چیزایی رو تا عاشق نباشی نه میتونی بفهمی نه ببینی



موضوع مطلب :
۱۳٩٢/٧/۳ :: ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

برای موفق شدن و رسیدن به ی هدف به یک نیروی بزرگ و مهم احتیاج داریم :نیروی خواستن

اگر بخواهیم تلاشمونو زیاد کنیم مجبوریم میزان خواستنمونو بالا ببریم.

اجزای خواستن:

1- تمایل(میل به انجام کاری)  چقدر تمایل دارید در کاری که می خواهید موفق باشید؟

2- تفکر  چه قدر تفکر میکنید که پیگیر موفقیت در کار مورد نظر خود باشید؟

3- تحمل  چه قدر تحمل مشکلات مسیر برای رسیدن به هدفتون را دارید؟

4- تجسم  قدرت تجسم و تصویرسازی شما برای دیدن خود در آن موقعیت چه قدر است؟

5-توانایی (دشوارترین گام خواستن)آیا توانایی شما به اندازه میل و اهدافتان است؟  مواظب باشید توانایی خود را کم ارزیابی نکنید.مقایسه خود با دیگران و تمرکز بر نقاط ضعف می توند مشکلات شما را افزایش دهد

6- تصمیم در تصمیمی که گرفته اید چه قدر مصمم هستید؟

فرد مصمم تحت تاثیر شرایط محیطی سخن دیگران و یا حالات احساسی خود قرار نمیگیرد

7- توکل  آیا به توکل اعتقاد دارید؟ 

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

8- تعهد  چه قدر به خواسته ی خود تعهد دارید؟

به خود بگویید من متعهد میشوم از امروز تلاشم را آغاز نمایم و طبق برنامه ای که تنظیم خواهم کرد پیش بروم.بهتر است تعهد کتبی باشد در جایی نوشته و آن را امضا کنید.

9- تحرک آیا تحرک لازم برای موفقیت را دارید؟

از این لحظه باید به همه ی شک ها ((نه)) بگویید و صرفا حرکت کنید

10- تعادل آیا تعادل لازم در طی نمودن مسیر را داری؟

این 10مرحله مراحل خواستن بودن !همه ی ما همیشه شنیده بودیم که خواستن توانستن است اما برای رسیدن به اون توانستن باید این 10 مرحله رو رعایت کنیم و یادمون باشه مشکل ما در نخواستن است نه نتوانستن

 



موضوع مطلب :
۱۳٩٢/٦/٢۱ :: ۳:٥٩ ‎ب.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

عجب مخلوقیه این آدم هزار بار میشکنه و ناامید میشه ولی بازم بلند میشه ولی هربار که میشکنه دیگه اون آدم قبلی نیست!ی حس دیگه داره از خودشو زندگیش!اگه ی بار دلت بلرزه میشکنی ولی دیگه اون ادم قبلی نیستی اگه زمان بگذره تو یکی دیگه میشی!بوی حرفات فرق میکنه!نگاهت به همه چیز فرق میکنه!رویاهات ...آره رویاهات عوض میشه توی سفره ی دلم زیادی بپاشو بریز میشه!زیادی ریختو پاش میشه!دنبال چی میشه گشت توی دنیا واسه ی لحظه آرامش که بگی با وجود همه ی داشتنو نداشتنام الان ارومم.خنثی غصه ...آره غصه ندارم فقط خودممو رویاهام حتی رویاهای بد !ی روز خاکی نباشی بپری  و آسمونی بشی با رویای پریردنت خودت باشی فقط خودت!آره خوده خودت!سنگینی غصه های دلم اونا رو اورده بالا اورده روی زبونم !میخوام بریزمشون این گرداب غصه رو دور!ولی کسی رو با خودم با زبونم همراه ندیدم الا اونی که فاصله اش از من تا رگ گردن بیشتر نیست!میشه ی راه دیگه بهم نشون بدی همه ی راه ها دورن از خودم !ی قدم اومدم جلو زود بیا...کنارتم هنوز به یادتم هنوز سرتو بالا بیاری میبینی چشم به راهتم هنوز




موضوع مطلب :
۱۳٩٢/٥/۱٢ :: ۳:٢٠ ‎ب.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

خیلی از خواننده های مختلف پاپ تو کشورمون هستن که بعضیاشون سبک های متفاوتی رو با خودشون دارن ولی من درباره ی سبک متفاوت نمیخوام بگم درباره ی ی خواننده دارم میگم که ی چیزی تو هنجرش هست که از قبل از تولدش حتی خدا واسش مقدر کرده!احسان خواجه امیری تنها 16 سال داشته که اولین البوم خودشو با پدرش که از خواننده های قدیمی کشورمونه روانه بازار کرد.البوم من و بابا با وجود اینکه پختگی صدای الان احسانو نداره ولی موجی از صدای گرمو توی هر ترکش میشه حس کرد و اون قطعه ای که با پدرش اجرا کرده خیلی زیباست!به گفته خودش زیباترین آلبومش سلام آخر هستش و بدون شک زیباست!به شخصه خیلی اهنگ تیتراز مادرانه ماه رمضون امسالشو دوس دارم !براش آرزوی موفقیت میکنم!دمت گرم آقا احسان خواجه امیریتشویق



موضوع مطلب :
۱۳٩٢/٥/٩ :: ۱:۱٠ ‎ب.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

جهل دونوع داریم:جهل بسیط و جهل مرکب

جهل بسیط یعنی ما چیزی رو نمیدونیم ولی میدونیم که نمیدونیم که خوشبختانه به خاطر اینکه میدونیم نمیدونیم زود برطرف میشه

جهل مرکب یعنی انسان نمیدونه ولی نمیدونه که نمیداند و مثلا به خاطر غرور فکر میکنه که میدونه به همین خاطر دنبال برطرف کردن نادانی خودش نمیره چون علم به نادانی ی که انسان رو به طرف نادونی میکشه.

جهل مرکب ازجهل بسیط بدتره چون ادم تا زمانیکه جاهل باشه دنبال علم نمیره

نقل قول مشهور سقراط :دانم که ندانم scio me nescire

آنکس که بداند و بداند که بداند

اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند

بیدارکنیدش که بسی خفته نماند

آنکس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به منزل برساندنیشخند

آنکس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند

یاحقلبخند

 



موضوع مطلب :
۱۳٩٢/٤/۸ :: ۳:٠٦ ‎ب.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

 بابالنگ دراز عزیزم

 تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم!

 وقتی میفهمی و میرانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد... چیزی شبیه غرور!

 بابا لنگ دراز عزیزم لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن وبگذار دوستت بدارم...

 بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند...نمیگذارم! نمیخواهم!

 بابا لنگ دراز م همین که هستی دوستت دارم...حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم

جین وبستر



موضوع مطلب :
۱۳٩٢/٢/٢٧ :: ٩:٤٩ ‎ق.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

خیلی وقته نبودم میدونم ولی علت داشت ی سری از نزدیکانم به جای دیدن نیمه ی پر لیوان نیمه ی خالیشو میبیننو منو شامل لطفشون میکنن. اگه من وبلاگی دارم نگفتم میخوام مطالب علمی توش بنویسمو واسه جهان مخابره کنم والا این کارو واسه دل خودم انجام دادم نمیدونم چرا ایده آل گرا دورو ور من زیاد پیدا میشن.من اومدم دارم حرف خودمو میزنم از حال خودم میگم بلکه چند تا دوست خوب پیدا کنم که با کامنتای خوبشون بهم کمکی کنندو باهم گپ کوچیکی داشته باشیم.من دنبال هیچی نیستم تو وبلاگ در واقع نمیخوام واسه خوشامد دیگران کاری رو انجام بدم اگه دارم مینویسم واسه دله خودمه ی گوشه ی دنج توی نت پیدا کردم که اگه بقیه اجازه بدهند بنده حقیر کار خودمو انجام بدم.من انتقاد پذیر هستم ولی تحمیل ایده به من واسم ی خورده سخته. مرسی از همتون که سراغمو میگیرین به خصوص حمیده خانووم و علی عزیز.دوباره امتحانا داره میاد واسه بچه ها بهترین هارو میخوام تو درس و زندگی.یا حق



موضوع مطلب :
۱۳٩۱/۱٢/٢٦ :: ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

7 سین عیدو آماده کردین یا نه؟ من این 7 سین رو تو سفره ی دل همتون میندازم :1-سایه خدا2-سلامتی 3-سرسبزی 4-سخاوت5 -سرشت نیکو6- سالی سر شار از نعمت 7-سیب خنده بر روی لباتون   خوش و خرم به استقبال بهار برین!



موضوع مطلب :
۱۳٩۱/۱٢/۱٧ :: ٩:٥٧ ‎ق.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

جودی!کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هر چه زودتر به هدفی که در افق دور دست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آنقدر خسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند در حالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه از آن لذتی برده اند. دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود در حالی که از اطراف خود غافل بوده است.آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت و زمانی که از دست رفته و به دست نخواهد آمد...  جودی عزیزم!درست است،ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم.هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.    دوستدار تو:بابا لنگ دراز



موضوع مطلب :
۱۳٩۱/۱۱/٢٧ :: ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

یادمه چند سال پیش هر وقت دلم میگرفت واسه خودم ی جای دنج و خلوت پیدا میکردمو قلمو و کاغذو ی دفتر که اسمه دفترو گذاشته بودم دفتر افکار میوردمو شروع میکردم به نوشتن هر چی تو ذهنم بود هر چی که ازش میگذشت همه و همه رو مینوشتم بعد از ی مدت دوستم نگین قلببهم یاد داد چه جوری میتونم وبلاگ داشته باشم حالا اون دفتر شده وبلاگ قلمش شده کیبورد اینم ی نوع تکنولوزی (به قول عمویی تکنولوزی مارپیچی)راست میگه من با این تکنولوزی مارپیچی پیشرفت نکردم که هیچ پس رفت ام کردم !خیلی زیبا دیگه حتی فکرامو نمینویسمو با قلم و کاغذ به شکل عجیبی قهر کردم کاش میشد بنویسم از همه ی اون چیزایی که از فکرم رد میشه...کاشخنثی



موضوع مطلب :
۱۳٩۱/۱۱/۱۱ :: ٧:٢٤ ‎ق.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

امروز انتخاب واحدم شروع میشه ساعت 8 صبح آی استرس داره آی استرس داره که تو عمرم اینقدر مضطرب نبودم حتی واسه کنکور لعنتی اگه به خودت ی تکون کوچیک ندی واحدو از ت دزدیدن .دقیقا مث میدونه جنگ میمونه هر کی سریع نباشه میکشنش!حالا خدا بخیر کنه من راحت انتخاب واحد انجام بدم!تحویل پروزه مبانی مهندسی ام هست امروز باید ببرم واسه دکتر شبانی وایییییییی از این استاد که آدم میبینتش دنیا رو واسه پولش نمیخواد تکه به خدا.دکتره سر به زیر مثل همون حرفه سهراب دقیقا مصداقش دکتر شبانی ی.وسیع باش سر به زیر سخت و تنها .نگین خانووم اگه میخوای به حقیقت این چند تا کلمه سهراب پی ببری بیا این دکی استاده ما رو ببین.حالا اسمه پستو چرا گذاشتم نقطه سر خط واسه ی حرکت جالب و انقلابی توسط اعضای عالی رتبه دانشگاه ما!من امروز انتخاب واحد کنم دو سه روز دیگه باید برم سر کلاس .آخه نونت نبود ابتون نبود این امتحانا بعدش کلاسا که فرتی شروع شد چی بود!از بیخوابی این ی ماه دوس دارم 10 روز فقططططططططط بخوابم ی خوابه عمیق بدونه این که خوابی ببینم!یا حقلبخند



موضوع مطلب :
۱۳٩۱/۱۱/٩ :: ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

چند وقته توی رو زمرگی زندگیم غرق شدم.دنبال  خودم میگردم تا بلکه پیدا بشم ولی بیشتر از این حرفا غرق شدم توی روزام ثانیه هام لحظه هام یا شایدم گذشتم!کاش میشد جدید شد مثل ی نوزاد که تازه به دنیا میاد!کاش میشد اون قسمت قلبو که از گذشته، از الانت زخمی شده ترمیمش کرد کاش میشد واسه ی مدت همه چیو   ه م ه چ ی رو فراموش کرد !اگه تو دنیا دوستای خوب نداشتم تحملش واسم سخت بود سخت تر از تحمله این روزام!ی دوست خوب دارم که بهم خیلی نزدیکه دایی عزیزم !قد تموم دنیا دوسش دارم!ی دوست دارم که باهاش خاطراته گذشتمو مرور میکنم، نگین عزیرم !ی دوست دارم که با این که زیاد در ارتباط باهاش نیستم ولی خیلی با حال و با معرفته حمیده عزیزم!(همون تکپر خودمون)ی دوست دارم که تموم دنیامو عوض کرد بهم جرات داد واسه خیلی از کارایی که از ش میترسیدم مریم عزیزم!و خیلی یای دیگه که دنیامو دارن قشنگ میکنن همه تونو از ته قلب از اون قلبی که همه تون توش جا باز کردینو جا دارین دوست دارم



موضوع مطلب :
۱۳٩۱/۱٠/٩ :: ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

بعضی وقت ها چون همه چیزو میخوام بدونمو حس میکنم میفهممو میدونم دری وری میگم!



موضوع مطلب :
۱۳٩۱/۱٠/۸ :: ۸:۳٥ ‎ب.ظ :: نويسنده : سارا صادقی

دوباره جواب دادن شروع شده!این کی بود؟ اون چی بود؟اینا چی ان؟اونا کی ان؟خلاصه ی عالمه انکرو منکر که توی ی شب میخوان معجزه کنی و جواب بدی فرداش .گرچه تقصیر از خودمونه ولی خوب میگیم تقصیر از اوناست (استادهاو نظام آموزشی)دیگه باید کم کم باره علمی رو طی ی هفته سنگین کنیمو بریم امتحان بدیم.واسه همه ی اونایی که امتحان دارن بهترین نمراتو میخوام .مژهایشالا !



موضوع مطلب :