قصه ی جهل مرکب(ندانم که نمیدانم)

جهل دونوع داریم:جهل بسیط و جهل مرکب

جهل بسیط یعنی ما چیزی رو نمیدونیم ولی میدونیم که نمیدونیم که خوشبختانه به خاطر اینکه میدونیم نمیدونیم زود برطرف میشه

جهل مرکب یعنی انسان نمیدونه ولی نمیدونه که نمیداند و مثلا به خاطر غرور فکر میکنه که میدونه به همین خاطر دنبال برطرف کردن نادانی خودش نمیره چون علم به نادانی ی که انسان رو به طرف نادونی میکشه.

جهل مرکب ازجهل بسیط بدتره چون ادم تا زمانیکه جاهل باشه دنبال علم نمیره

نقل قول مشهور سقراط :دانم که ندانم scio me nescire

آنکس که بداند و بداند که بداند

اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند

بیدارکنیدش که بسی خفته نماند

آنکس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به منزل برساندنیشخند

آنکس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند

یاحقلبخند

 

/ 4 نظر / 34 بازدید
negin

موضوع شیرین جهل مرکب... [قلب]

شب

سلام ... درسته ! [متفکر] ايام به كام ! [گل]

کامران

سلام سارای عزیز خوشبختانه من جهل بسیط دارم.اون مرکب که خیلی وضعش بدتر[گل][گل][گل][گل]

sadat

من به جهل مرکب گرفتارم[قهقهه] خدا ایشالا همه رو شفا بده همینطور دوست خل و چل تو رو که من باشم [افسوس]