مسئولیت

داشتم خودمو مرور میکردم.روزایی که با فکرت بودم یاحتی نبودم ولی حالا میبینم بودم که الان بازم به تو فکر میکنم.هر آن که از دیده رود از دل برون آید واسه کی گفتن.هر چی بیشتر با آدما در ارتباط باشی در قبالشون مسئولیته بیشتری داری!باید توی خوشی و غمشون با هاشون همراه باشی !دل قانون نداره!عقل قانون داره!چه جوری دو تاشو پیشه هم بذارم!دلتنگه آدمایی میشم که میان تو زندگیم ی رد پا میذارن توی قلبم !میرن... بازم میرن دور دورتر تا جایی که پسه ذهنشون تو رو یادشون نیست یادم تو را فراموش با ما میکنن!ولی  ولی...الان اونی که قبلا بودم نیستم تو جا گذاشتی واسم زندگی مو توی قلبم!شدم مثل آلیس در سرزمین عجایب!وقتی نیستی آره این طوریم ولی وقتی ام باشی شاید دیگه این طوری نباشم!میترسم از قصه های اسطوره ای که بهت نشون میدن بودنه عشق جاودانه بودنش با نبودنه معشوقه!آخ که دلم تنگه اینه که هیچی دیگه ندونم!!!ندونم

/ 5 نظر / 4 بازدید
بلاگ دایر

وبلاگ خود را به فهرست وبلاگ های فارسی اضافه کنید.

saqar

منم مثل تو دلتنگم ديگه به هيچى فكر نميكنم فقط از اين همه فكر دارم فرار ميكنم

saqar

سلام يلدا مبارك شبى پر از خاطره و تازه گى باشه

saqar

سلام خوبى؟ نيستى چرا؟

اسی

این منم دادا ( a ) اینم شومایی ( A ) گرفتی مطلبو ؟ منظورم اینه که کوچیکتیم